چند سالی است استفاده از تحلیل تکنیکال برای پیش بینی روند
حرکتی سهام و شاخص فراگیر شده و تحلیل گران این علم بشدت در این بازار رو به گسترش
است . اما نکته مهم و کمتر مورد عنایت این
است که هر ابزاری نیاز به مقدمات و به عبارتی پیش نیاز ها دارد.

قصد بررسی مزایا و معایب تحلیل تکنیکال یا نفی این روش
تحلیل گری را ندارم. تحلیل تکنیکال یک علم ثابت شده است که دقیقا بر اساس
روانشناسی معامله گران بازار استوار است اما نکته ای که به آن با کمال تاسف کمتر
توجه میشود مقدمات و زوایای این روش است .

مفروضات و داده های این تحلیل بر اساس
بازار های کارا است . آیا انطباق این تحلیل با بازار بورس ایران که به دلایل متعدد
از کارایی ، عمق و ثبات کم بهره است قابل اجرا است؟ وجود قوانین ناکارا همچون حجم
مبنا ، محدودیت دامنه نوسان و یا عدم امکان معاملات بصورت دو طرفه فروش و خرید که
قطعا باعث کاهش آزادی عمل معامله گران میگردد ، آیا باعث فاصله گرفتن بازار بورس
ایران از تحلیل تکنیکال نمی گردد؟ 

کاستی ها تحلیل تکنیکال 

در مقدمه علم تکنیکال داریم کلیه عوامل موثر
بر یک سهم تآثیر خود را در قیمت روز آن نمایان می سازد.
آیا در این تعریف برای
صفوف خرید و فروش که به دلیل محدودیت
دامنه نوسان بوجود می آید اعتباری قائل شده است؟ هیجان های ناشی از این صفوف چطور؟
خواست و سیاست حقوقی های بازار ، میزان سهام شناور بازار که در ایران فاصله معنا
داری از سایر بازار های مشابه دارد و ده ها عامل دیگر چه جایگاهی در این تعریف
دارند؟

از بالاترین مقام مدیریتی سازمان بورس تا دوستان تحلیل گر
تکنیکال بر ناکارآمدی شاخص کل این بازار ازعان دارند اما باز شاهد تحلیل تکنیکال
شاخص کل در فضای مجازی هستیم. آیا از این داده های غلط وغیرمعقول، میتوان نتیجه قابل
قبول و معقول گرفت؟

از تحلیل تکنیکال برای تمامی بازار ها و موارد تجارت می
توان بهره برد اما آیا صرفا در کف بودن قیمت ، نزدیک بودن به خطوط حمایتی دلیلی برای ورود به سهامی که از نظر بنیادی در
شرایط خوبی نیستند می توان بهره جست؟

تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال ، برای بیش بینی روند حرکتی
قیمت ها در بورس هستند و قطعا تسلط توامان تحلیل گر بر این دو ضامن موفقیت میباشد
. تحلیل گر نمیتواند صرفا با یکی از این دو خود را مسلط بر نحوه پیش بینی بازار
بداند.

در سال های اخیر با فراگیر شدن استفاده از نرم افزار های
تحلیل تکنیکال در رایانه های شخصی و همچنین سهولت آموزش و بکارگیری ، این علم
تحلیلی بسرعت در جامعه سهامداری گسترش یافته بنحوی که معامله گران با تجسم روند
آینده سهام و ترسیم خطوط فرضی برای آینده هر سهم ، تارگت های مختلفی گاه با عدد
هایی بسیار دقیق ترسیم میکنند و آنچنان بر قطعی بودن این پیش بینی اصرار می ورزند
که هر گونه مخالفتی را با تحلیل خود غیر قابل قبول می نمایند.

دیده شده در بازار
های افزایشی گاه لازم است سهام تا ۱۰۰% رشد کنند تا پیش بینی تحقق یابد و امان از
زمانی که بازار روندی کاهشی داشته باشد . هیچ خط حمایتی نمی تواند جلوی ریزش قیمت
ها و شاخص را بگیرد و ناامیدی سهامداران را با توان بسیار افزایش میدهد. اما آیا
تحلیل تکنیکال این است؟ آیا این روش از تحلیل بنیادی بی نیاز است؟

تفکیک تکنیکال از فاندامنتال

با کمال تاسف بیشترین چالشی که بازار بورس ایران در این ماه
های اخیربرای تحلیل و پیش بینی با آن
روبرو بوده تفکیک و عدم تلفیق دو روش بنیادی و تکنیکال است . عمق مشکل زمانی بیشتر
هویدا می شود که عده کثیری از تحلیل گران تکنیکال هنوز احساس نیاز به تحلیل بنیادی
برای انتخاب یا حذف سهام از لیست خود پی نبرده اند و صرفا با تحلیل تکنیکال قصد
پیش بینی آینده بازار یا سهام را دارند.

شاهد این موضوع پیشنهاد خرید سهامی با
مشکلات بنیادی فراوان برای اهداف بسیار کوتاه مدت و کم ارزش است که در هر فضای
مجازی از سوی افراد مختلف پیشنهاد می شود. آیا این روش ها و این شکل تحلیل ها باعث
سردرگمی سرمایه گذاران و معامله گران نمی شود؟

وقتی در بازار تحلیل تکنیکالی دست به دست میچرخد که شاخص در
عدد فلان مقاومت دارد ، بمحض رسیددن به محدوده آن عدد ( خدا را شکر اکثر معامله
گران در حال حاضر به سیستم معاملات آنلاین مجهز هستند ) آماده فروش سهام بدلیل
امکان برگشت شاخص می شوند .

دومینوی عرضه با مشت اول 

کافی است یک معامله گر مشت اول را بزند ، دومینوی
عرضه شروع میشود و باید ببینیم این مشت چند می ارزد یعنی چقدر ار ارزش بازار به دلیل هیجان می کاهد . 
سهام ارزنده یا حباب ، تفاوت ندارد ، میشود بازار مکاره که
انگار قیامت شده ، صف خرید یا فروش فرقی ندارد فقط فروشنده ایم ، وقتی پیگیر علت
شویم برخورد شاخص به خطوط مقاومت و دلایل دیگر در کنار هم قرار میگیرند .

 از سیاسی
، اقتصادی ، …….. حتی غیر مرتبط ، دلیلی میشوند برای ریزش بازار . آیا تغییرات
شاخص در ارزش دارایی ما که سهام شرکت ها هستند به این میزان اهمیت دارند؟ گاه
شاهدیم سرمایه گذارانی با دارایی چند میلیون تومانی آنچنان به تغییر عدد شاخص
واکنش نشان میدهند که گویی تغییرات شاخص قابل معامله میباشد .

 با کمال تاسف سایر
معامله گران را با افکار خود هم جهت ساخته و بانی گسترش نابسامانی ذهنی سرمایه
گذاران می گردند . در اینجا شاید فرصت مناسبی برای تعریف جایگاه شاخص کل درتحلیل نباشد
و به همین موضوع بسنده می کنم که عموما تغییرات شاخص بازارهای بورس برای تحلیل ، جایگاه اقتصادی بازارها در بازه های بلند مدت
اهمیت پیدا می کند و معتبرمی باشد و برای تحلیل گران اقتصاد کلان اهمیت دارد. اما
بدلیل حساسیت بوجود آمده طی سال های اخیر از سوی مدیران اسبق سازمان بورس در
تغییرات عددی این شاخص باعث گسترش حساسیت در سایر سطوح فعالین بازار سرمایه گردیده
، بطوری که این تغییرات در بازه های زمانی ساعتی هم برای معامله گران هم حساسیت
ایجاد می نماید ، شایسته است با فرهنگ سازی مناسب از این مشکل عبور نماییم.

حقوقی های منفعل 

در حال حاضر حقوقی های بازار بدلایل مختلف و اکثرا بنیادی
منفعل هستند و انگیزه قوی برای فعالیت در بازار ندارند .عمق بازار بسیار کاهش
یافته و با کمترین انرژی تغییر جهت می دهد .

فعالان و سرمایه گذاران با داشتن ذهنی
پویا و جستجو گر می توانند هدایت این بازار را با انگیزه های مثبت و رو به جلو کمک
نمایند. قطعا با کاهش بار روانی منفی بازار و خروج از بلاتکلیفی ، سرمایه گذاران
با انگیزه مضاعف به این بازار جذب میگردند . همچنین لازم است مدیران بورس ،
صرفا” ناظر وتسریع کننده فعالیت این
بازار باشند و به تغییرات روزانه شاخص واکنش های احساسی نشان نداده تا این طفل به
مسیر صحیح اقتصادی بازگردد

در پایان لازم است بر این خصوص واقف باشیم که ارزش یک سهم
در این بازار ، قطعا در شرایط هیجانی نشان داده نمی شود و لازم است با آرامش
انتخاب ، و تا رسیدن به هدف قیمتی مورد نظرمان ، از هیجان دوری کنیم و با نوسان
های کوتاه مدت ، دارایی و اندوخته مان را بر باد ندهیم.


ابراهیم نوایی – کارشناس بازار سرمایه